counter create hit

مطالب مرتبط:

عواقب امنیتی خشکسالی، کشور را تهدید می کند

دکتر بهروز بهزاد، کارشناس محیط زیست با اشاره به فاجعه بار بودن خشکسالی پیش روی ایران تاکید می کند که در صورتی که خشکسالی رخ دهد مهاجرت های میلیونی را رقم می زند که اگر به منازعه نرسد مناسبات جمعیتی و نیروی انسانی را دستخوش تغییراتی می کند که عواقب امنیتی اش کشور را تهد ...

وضعیت بازار مسکن و نوسانات این روز های دلار

معاملات مسکن سال گذشته بعد از 5 سال رکود جان تازه ای گرفت و رونق تدریجی بازار مسکن بدون جهش قیمتی آغاز شد. این بازار متأثر از رشد روزافزون نرخ دلار در پایان سال با رشد بیش از 26 درصدی قیمت نسبت به سال 95 به استقبال سال جدید رفت. موضوعی که ماه آغازین سال 97 بازار ...

استوری چهره ها در اینستاگرام (۲۲۴)

استوری اینستاگرام چهره ها را از بهاره افشاری کارگردان مستند سریک تا ترلان پروانه بازیگر فیلم فراری را ببینید . نوشته استوری چهره ها در اینستاگرام (۲۲۴) اولین بار در فرهنگی پدیدار شد. ...

ماکرون: بشار اسد از گاز کلر، استفاده کرده است

رئیس جمهوری فرانسه مدعی است دولت دمشق دست کم از گاز کلر علیه شهروندانش استفاده کرده است و پاریس هم به وقتش پاسخ این اقدام را خواهد داد.

هشدار سازمان تعزیرات حکومتی به صرافی ها

معاون وزیر دادگستری و رئیس سازمان تعزیرات حکومتی ضمن تاکید به صرافی ها برای اجرای مصوبات ارزی هیات دولت، از برخورد قاطع و بدون اغماض این سازمان با متخلفان و برهم زنندگان آرامش بازار ارزی کشور خبر داد. ...

اتفاق بی سابقه برای ایرانی ها در کن ۲۰۱۸

در جشنواره کن امسال سه کارگردان ایرانی برای دریافت نخل طلا با هم رقابت می کنند. اصغر فرهادی با فیلم «همه می دانند»، جعفر پناهی با فیلم «سه رخ» و اوا هیوسون با فیلم «دختران خورشید». ...

حضور 2 فیلمساز ایرانی در بخش اصلی جشنواره کن 2018

اصغر فرهادی و جعفر پناهی در بخش اصلی رقابتی فیلم دارند.

جزئیات تعقیب و گریز خودروی سمند در نیاوران

سرکلانتر یکم پلیس پیشگیری پایتخت درباره تعقیب و گریز یک دستگاه سمند در نیاوران تهران و تخریب 5 دستگاه خودروی عبوری سخن گفت.

اهدای ۸۵ هزار درخت نخل از سوی یک خیر

مدیرکل حفاظت از محیط زیست خوزستان گفت: سال گذشته ۸۵ هزار درخت نخل از سوی یک خیر برای کاشت در استان اهدا شد.

ماتیس: قبل از هر حمله ای به کنگره خبر می دهیم

وزیر دفاع آمریکا امروز (پنج شنبه) اعلام کرد که دولت واشنگتن قبل از انجام هرگونه حمله ای به سوریه کنگره را در جریان خواهد گذاشت.

لغو کنسرت «ده سال تنهایی» به دلیل نامعلوم!

اجرای کنسرت - تئاتر «ده سال تنهایی» به نویسندگى و کارگردانى اشکان خطیبى براساس طرح مشترک سهیل دانش اشراقى و اشکان خطیبی با تهیه کنندگى موسسه فرهنگی هنری اوای دوران لغو شد. ...

گفتگوی تلفنی پوتین و ترامپ درباره سوریه

به گزارش المیادین، "ولادمیر پوتین" و "دونالد ترامپ" تلفنی درباره تحولات سوریه گفت وگو کردند.

توصیه مهم پدر داستان نویسی, کتاب جدید; ساده نوشتن

توصیه مهم پدر داستان نویسی نوین به نویسندگان؛ ساده بنویسید

خبرگزاری مهر-وزارت فرهنگ: پدر داستان نویسی مدرن ایران آغازگر سبک واقع گرایی در داستان است. کسی که یک داستان کوتاه به زبان انگلیسی نیز مدیون او است. Mmdth خوشحالم که نویسنده و مترجم که در ژانویه سال ۱۲۷۴ هجری شمسی به دنیا آمد و در یک روز یعنی در روز هفدهم از ماه نوامبر ماه از سال ۱۳۷۶ در.... پانزده ساله بود که در آن زمان محمد علی شاه قاجار ایران به مجلس پدرش او را به بیروت فرستاده شد تحصیلات خود را ادامه دهد. وی پس از چند سال و از راه مصر به فرانسه و سپس سوئیس رفت و تحصیلاتش را ادامه داد. در همان سال‌ها بود که به ادبیات و شعر علاقه‌مند شد و ضمن رفت و آمد با برخی از اهالی ادبیات، با برخی نشریه‌های فارسی زبان خارج از کشور همکاری کرد و البته مدتی هم سرپرستی دانشجویان ایرانی شاغل به تحصیل در اروپا را پذیرفت. و اما یکی از مشهورترین آثار به یادگار مانده از او، «یکی بود؛ یکی نبود» نام دارد که ۶ داستان کوتاه و از جمله داستان کوتاه «فارسی، شکّر است» در آن به چشم می‌خورد. باید گفت که او به همه نویسندگان و البته داستان سرایان توصیه داشت تا به زبان ساده و همه فهم بنویسند و «فارسی شکر است» نیز در حقیقت، یادآوری داستانی همین نکته است. داستان‌ در زندانی‌ اتفاق‌ می‌افتد که‌ جوانی‌ روستایی و البته ‌بخت‌ برگشته، ‌ بی‌جهت‌ در آن‌ گرفتار آمده‌ است‌ و در آن‌ یک‌ مرد تحصیل کرده‌ و یک‌ مرد فرنگی‌ مآب‌ هم‌ زندانی‌ هستند. در آنجا، جوان‌ روستایی‌ که‌ نمی‌داند چرا زندانی‌ شده؛ علت‌ را از آنها می‌پرسد؛ ولی‌ از فارسی‌ نامفهومشان‌ چیزی‌ نمی‌فهمد و می‌پندارد که‌ با زبان‌ جنّیان‌ صحبت‌ می‌کنند! او در بخشی از این داستان، چنین نوشته است: «من در بین راه تا وقتی که با کرجی از کشتی به ساحل می‌آمدیم از صحبت مردم و کرجی ‌بانها؛ جسته جسته دستگیرم شده بود که باز در تهران، کلاهِ شاه و مجلس توی هم رفته و بگیر و ببند از نو شروع شده و حکم مخصوص از مرکز صادر شده که در تردّد مسافرین، توجه مخصوص نمایند و معلوم شد که تمام این گیر و بست‌ها از آن بابت است. مخصوصا که مامور فوق‌العاده‌ ای هم که همان روز صبح برای این کار از رشت رسیده بود، محض اظهار حُسن خدمت و لیاقت و کاردانی،  تر و خشک را با هم می‌سوزانَد و مثل سگ‌هار به جان مردم بی ‌پناه افتاده و درضمن هم پا تو کفش حاکم بیچاره کرده و زمینه‌ ی حکومت انزلی را برای خود حاضر می‌کرد و شرح خدمات وی دیگر از صبح آن روز، یک دقیقه ‌ی راحت به سیم تلگراف انزلی به تهران نگذاشته بود.» و این هم، بخش دیگری از همین داستان کوتاه که زبان پُر طمطراق افراد هم سلول با آن جوان را یادآور می‌شود: «گفتم: داداش جان! اینها نه جنی‌اند؛ نه دیوانه، بلکه ایرانی و برادر وطنی و دینی ما هستند. رمضان از شنیدن این حرف مثل اینکه خیال کرده باشد من هم یک چیزیم می‌شود نگاهی به من انداخت و قاه قاه بنای خنده را گذاشته و گفت: تو را به حضرت عباس آقا دیگر شما مرا دست نیندازید. اگر اینها ایرانی بودند چرا از این زبانها حرف می‌زنند که یک کلمه ‌اش شبیه به زبان آدم نیست؟ گفتم: رمضان! این هم که اینها حرف می‌زنند؛ زبان فارسی است؛ مُنتهی ... ولی معلوم بود که رمضان باور نمی‌کرد و بینی و بین‌ الله حق هم داشت و هزار سال دیگر هم نمی‌توانست باور کند و من هم دیدم زحمتم هدر است...» داستان کوتاه دیگر در مجموعه "یکی بود؛ یکی نبود"، داستان "کباب غاز" است که اینگونه آغاز می‌شود: «شب عید نوروز بود و موقع ترفیع رتبه. در اداره با هم‌قطارها قرار و مدار گذاشته بودیم که هرکس اول ترفیع رتبه یافت؛ به عنوان ولیمه یک مهمانی دسته ‌جمعی کرده، کباب غاز صحیحی بدهد دوستان نوش جان نموده؛ به عمر و عزتش دعا کنند. زد و ترفیع رتبه به اسم من درآمد. فورن مسأله ی مهمانی و قرار با رفقا را با عیالم که به تازگی با هم عروسی کرده بودیم در میان گذاشتم. گفت: تو شیرینی عروسی هم به دوستانت نداده ای و باید در این موقع، درست جلوشان درآیی؛ ولی چیزی که هست چون ظرف و کارد و چنگال برای دوازده نفر بیشتر نداریم یا باید باز یک دست دیگر خرید و یا باید عد ه‌ی مهمان بیشتر از یازده نفر نباشد که با خودت بشود دوازده نفر. گفتم: خودت بهتر می‌دانی که در این شب عیدی، مالیه از چه قرار است و بودجه ابدن اجازه‌ ی خریدن خرت و پرت تازه نمی‌دهد و دوستان هم از بیست و سه‌ چهار نفر کمتر نمی‌شوند. گفت:...تنها همان رتبه‌های بالا را وعده بگیر و مابقی را نقدن خط بکش و بگذار سماق بمکند. گفتم:ای ‌بابا، خدا را خوش نمی‌آید. این بدبخت‌ها سال آزگار یک ‌بار برایشان چنین پایی می‌افتد و شکم‌ها را مدتی است صابون زده ‌اند که کباب ‌غاز بخورند و ساعت‌ شماری می‌کنند. اگر از زیرش در بروم چشمم را در خواهند آورد و حالا که خودمانیم، حق هم دارند. چطور است از منزل یکی از دوستان و آشنایان، یک‌دست دیگر ظرف و لوازم عاریه بگیریم؟ با اوقات تلخ گفت: این خیال را از سرت بیرون کن که محال است در میهمانی اول بعد از عروسی بگذارم از کسی چیز عاریه وارد این خانه بشود؛ مگر نمی‌دانی که شگون ندارد و بچه ‌ی اول می‌میرد!؟ گفتم: پس چاره‌ای نیست جز این‌که دو روز مهمانی بدهیم؛ یک روز یک‌ دسته بیایند و بخورند و فردای آن روز، دسته‌ دیگر. عیالم با این ترتیب موافقت کرد و بنا شد روز دوم عید نوروز، دسته  اول و روز سوم، دسته‌ ی دوم بیایند...» از محمدعلی جمالزاده، آثار دیگری نیز مانند «سر و ته یه کرباس»، «دارالمجانین»، «صندوقچه اسرار»، «تلخ و شیرین»، «قصه ما به سر رسید»، «یاد و یادبود»، «کهنه و نو»، «آسمان و ریسمان» و «خاک و آدم» نیز به یادگار مانده است. و اما یکی دیگر از تلاش‌های ادبی این داستان نویس مشهور، جمع آوری داستانهای مثنوی معنوی است که «بانگ نای» نام دارد. او «فرهنگ لغات عامیانه» را نیز جمع آوری کرده است. نباید فراموش کرد که جمالزاده علاوه بر تألیف داستان‌های کوتاه و رمانهای فارسی، مقاله‌های پژوهشی متعدد و البته ترجمه‌هایی هم به زبان فارسی انجام داده است که ترجمه داستان‌هایی از نویسندگانی مانند ایبسن، مولیر و برناردن دوسن پیر از آن جمله است.